خاندان پدری سید احمد، اصالتاً اهل تهران بودند؛ اما پدرش برای تحصیل معارف دین به شهر کربلا رفته بود، و در آنجا به فراگیری آموزههای دینی اسلامی پرداخته بود. به همین علت، سید احمد کربلایی، به سید احمد کربلایی تهرانی نیز شهرت یافت.
از آنجا که این عالم بزرگوار، در هنگام عبادت و نیایش، بسیار گریه میکرد به «بکاء» هم معروف شده است و گویا یکی از چشمان او، بر اثر بیماری، نابینا شد؛ از این رو «واحد العین» هم نامیده شده است.
دو شاگرد برجسته سید احمد کربلایی
بعد اخلاقی ممتاز ایشان باعث شد تا بزرگانی از جمله آیتالله سید علیآقا قاضی طباطبائی و آیتالله آقا سید جمالالدین گلپایگانی از وجود این مرد الهی بهره مند شوند و به مراتب عالی عرفانی و معنوی برسند.
حالات سید احمد کربلایی در بیان شیخ آقا بزرگ تهرانی
علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی (ره) در کتاب نقباء البشر در توصیف آیتالله کربلائی می نویسند: سید احمد یگانه فرد عصر خود در مراتب علم و عمل و سلوک و زهد و ورع و تقوی و معرفت بالله و خوف و خشیت بود. آیتالله کربلائی نمازهای خود را در مکانهای خلوت به جای می آورد و از اقتدا کردن مردم به ایشان در نمازها خوداری می نمود و بسیار گریه می کرد، بطوری که نمی توانست از گریه در نمازها خویشتن داری نماید.
فقاهت سید احمد کربلایی
ایشان در سن حدود چهل سالگی به عنوان نامزد مرجعیت شیعیان انتخاب شدند و همه او را به نبوغ علمی و تقوای روحی قبول داشتند، ولی خود ایشان حاضر نشد فتوی دهد و یا رساله بنویسد.
آیتالله کربلایی حتی از اقامه نماز جماعت، همچون علامه قاضی و استاد علامه طباطبائی رضوانالله تعالی علیهم خودداری کرد. (ظاهرا علت اینکه علامه طباطبایی هیچگاه امام جماعت نشد این بود که علامه قاضی چنین بود و علت این امر هم امام جماعت نشدن سید احمد کربلایی بود.)
حکایت آیتالله میرزا محمدتقی شیرازی و سید احمد کربلایی
مرحوم آقای حاج سید ابوالقاسم لواسانی (ره) از شاگردان مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی(ره) و مرحوم آیتالله آقای حاج سید احمد طهرانی بوده و نیز وصی مرحوم آقای حاج سید احمد کربلائی بوده است و مرحوم آقای حاج سید احمد کربلائی در حالی که سرش در دامان آیتالله لواسانی بوده رحلت نموده است.
مرحوم حاج سید ابوالقاسم می گفتند: روزی از روزها که درس تمام شد و شاگردان شروع به رفتن کردند، من هم برخاستم که مرحوم استاد حاج سید احمد فرمودند: آقای سید ابوالقاسم اگر کاری نداری قدری بنشین! من دانستم که ایشان کار خصوصی دارند. عرض کردم: نه کاری ندارم و نشستم. پس از آنکه همه رفتند فرمودند: برای آقا میرزا محمد تقی بنویس! سپس حالشان منقلب شد و گفتند: آه، آه، خودش گفته است، خودش گفته است، مسلم است، مسلم است و چنان انقلاب حال پیدا کردند که بی حال شدند.
ما پنداشتیم که شاید آقای میرزا محمد تقی درباره ایشان جمله زنندهای گفته و یا نسبتی داده که موجب شده ایشان تا این حد ملول و ناراحت شده باشند. از طرفی دیگر می دانستیم که آقای میرزا محمد تقی شیرازی شخص عادل و با ورع و متقی است و هیچگاه کلمه ای که در آن غیبت و خلاف واقع باشد، نمی زنند. قدری که آیتالله کربلایی سر حال آمدند فرمودند: این مرد (یعنی آقای میرزا محمد تقی شیرازی) احتیاطات خود را به من ارجاع داده است و افرادی به او مراجعه کرده اند و از او پرسیدهاند که اگر خدای ناکرده برای شما واقعه ای اتفاق بیفتد ما بعد از شما از چه کسی تقلید کنیم؟ و اینک در احتیاطات شما به که مراجعه نمائیم؟! آقای میرزا محمد تقی در جواب گفته است: به سید احمد، من غیر از او کسی را سراغ ندارم. آقا سید ابوالقاسم! برای او بنویس که: میرزا محمد تقی شما در امور دنیا حکومت دارید! اگر دیگر از این کارها بکنید و کسی را ارجاع دهید فردای قیامت در محضر جدم رسول خدا(ص) که حکومت در دست ماست از شما شکایت خواهم کرد و از شما راضی نخواهم شد.
آخرین نماز آیتالله سید احمد کربلایی
آقا سید احمد کربلایی از جمله عرفایی بود که به کثیر البکاء بودن در نوافل معروف و مشهور بود. این ویژگی آن چنان بوده که آخرین لحظه های حیاتش در عالم فانی، به نماز عصر اختصاص یافت و در واقع ندبه های دلتنگی اش پایان یافت و به وصل و التیام انجامید.
داستانی از زهد آیتالله کربلایی:
مرحوم علامه قاضی(ره) فرمودند: مرحوم آقا سید احمد کربلائی می گفت: در سفری به یک درویش روشن ضمیر برخورد کردم. او به من گفت: من ماموریت دارم شما را از دو چیز مطلع کنم: اول کیمیا و دوم آنکه من فردا می میرم و شما مرا تجهیز نموده و دفن نمایید. مرحوم آقا سید احمد در جواب فرموده بود: من به کیمیا نیازی ندارم و اما تجهیزات شما را حاضرم. فردا آن درویش فوت می کند و مرحوم آقا سید متکفل تجهیزات و کفن و دفن او می شوند.
وی تاکید کرد: همانطوری که میبینید عالمان ربانی هیچ وقت به خاطر کشف و کرامات و از این نوع کارهای خارقالعاده به دنبال عرفان نبودند بلکه همیشه به فکر تعالی و انسان شدن و متخلق شدن به اخلاق الهی بودند.
تفاوت ملا حسینقلی همدانی با سید احمد کربلایی
استاد محمد حسن قاضی یکی از فرزندان آیتالله سید علی قاضی(ره) می فرمود: یک اختلافی در روش مرحوم کربلائی با استادشان وجود داشت. ملا حسینقلی نسبت به امور معیشتی و دنیایی خیلی بی علاقگی نشان می دادند ولی آقا سید احمد این طور نبود. آقا سید احمد خیلی به هیأت و لباس و زندگی اش مقید بود.
دستورالعملهای اخلاقی سید احمد کربلائی(ره)
دستورالعملهایی که سید احمد کربلایی برای یکی از شاگردان خود صادر کرده عبارتند از:
1. مواظبت کامل بر اداء واجبات و ترک محرمات.
2. کمال مراقبت در طول روز.
3. هنگام خوابیدن محاسبه نفس کردن.
4. در صورتی که نفس، مخالفتی نموده آن را جبران نماید و نفس را با انجام ضد میل او مجازات کند.
5. در هر شب جمعه و عصر جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخواند.
6. اهم از همه اینکه در تمام اوقات و در همه احوال، حضرت (حقّ جلّ و علا) را حاضر و ناظر بداند.
7. دوام توجه و توسل به حضرت حجّت (عجّل الله فرجه) که واسطه فیض زمان است و بعد از هر نماز دعای غیبت که «اَلَّلهمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ...» است خوانده، و سه سوره توحید هدیه به آن بزرگوار و دعای فرج «اللهم عظم البلاء ...» را ترک ننماید.
موضوعات مرتبط: علما و بزرگان شیعه
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی